تبليغاتX
شعرهاي بي مخاطب
نوشته های من
چگونه باید نوشت از تو

چگونه باید تجسم کرد تورا

نمی دانم...

نمی دانم

در این کوچه افکارم

که در انتهای ان نوری می خواند مرا

در فکرم باید گذشت

از این تاریکی کوچه ها

نمی دانم...

نمی دانم

خوشحالم که هنوز آن نور هست

باید راهی بجویم

کوچه را طی می کنم عزیز دلها

عشق تو هست با من

می رسم روزی به انتها

می دانم...

می دانم

عشقی که صاحبش تو باشی

نمی گذارد در افتم به چاهی

می دانم...

می دانم

گرچه کوچه نرسیده به آخر

ولی پر از امیدم...

پر از امیدم

                 تقدیم به حضور مبارک آقا امام زمان(ع)

                                غروب

+ نوشته شده در  86/09/30ساعت 8:1 بعد از ظهر  توسط غروب  |