طراوت زندگی از تو دارد دل من
رنگ خوش عشق از تو دارد دل من
هر چه باشدمرا سهم ازاین دنیا
به یک خال نگار تو همه بخشد دل من
گرچه خاموش وسیاه است روزگارم
به شمع رخت روشن خانه کند دل من
شبی چنین آسوده با یاد تو سر شد
بی تو با روز سیاهش چه کند دل من
کم است صبر دل عاشق دمی دریاب
ترسم از جنون رو به صحرا کند دل من
دراین ویرانهءدل نرنجان این خسته را
از دولت عشقت نظری آباد کند دل من
شب نشینان ازغروب ماه همه خفتند
ان یار که ماه درچشم اوست ندید دل من
غروب
mjm